اقتصاد - مدیریت - یادداشت روزانه

نویسندگی در زمینه اقتصاد و مدیریت

نویسندگی در زمینه اقتصاد و مدیریت

اقتصاد - مدیریت - یادداشت روزانه
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۵ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

۰۰:۳۱۳۱
تیر

در نمایشگاه الکامپ امسال سالن های 8-9  که به نام الکام استارز نامگذاری شده است به استارت آپ ها و شتاب دهنده ها و شرکت های خدمات دهنده در این زمینه اختصاص یافته است.

در هم تنیدگی بخش  استارت آپ ها که شامل یک میز می باشد که  به هر تیم استارت آپی برای ارائه محصولاتشان داده شده است به حدی است که می توان آن را جنگل استارت آپ ها نامید .

این در هم تنیدگی به حدی است که تنها در پایان کار نمایشگاه می توانید به راحتی از غرفه ها دیدن کنید.

کارت ویزیت یکی از همین استارت آپ ها را هم اینجا می گذارم کار این استارآپ در واقع ارتباط بین افراد سرمایه گذار و تیم استارت آپ با استفاده از یک اپلیکیشن بود

 

در یکی از سالن ها اگر اشتباه نکنم مربوط به غرفه سامسونگ بود انواع و اقسام ویدیو پروژکتورها قرار داشت که یکی از آنها برای رستوران طراحی شده بود یعنی میرفتید غذا بخرید عکس تون می افتاد رو بشقاب 

در زیر فیلم تصویر بالا هم قرار دادم اگر تمایل داشتید .بتوانید ببینید حجم فیلم 12 مگ می باشد


 

دریافت

علی نوربخش
۰۰:۴۷۳۰
تیر

احتمالا نظریه داروین را شنیدید:"در تنازع بقا، افرادی که دارای تفاوت‌های مساعدترند، مزیتی در رقابت با دیگران خواهند داشت. پس تعداد بیشتری از آن‌ها باقی می‌مانند و فرزندان پرشمارتری تولید خواهند کرد."

طرح غالب در نتیجه رقابت بین طرح هایی که در زمان شکل گیری ایده ای توسط شرکت های پیشرو ایجاد می شود شکل می گیرد. در واقع یک نوع تنازع برای بقا.

بییاید در ابتدا نگاهی به تعریف طرح غالب از روی کتاب مدیریت استراتژیک نوشته رابرت ام گرنت بیندازیم:

" نتیجه رقابت بین طراحی ها و تکنولوژی های رقیب در یک صنعت معمولا همگرایی حول یک طرح غالب است - معماری یک محصول که ظاهر، کارکرد و روش تولید محصول را تعریف می کند و از طرف صنعت پذیرفته می شود"


اگر بخواهیم مثالی بزنیم و شاید شما هم به یاد بیاورید رقابتی بود که بین دو فرمت ضبط فیلم اچ دی وی دی و بلوری در سال اخیر شکل گرفته بود در این رقابت شرکت سونی برنده شد و فرمت بلورری توانست  فرمت غالب در صنعت ضبط فیلم گردد. نمی توان گفت همیشه طرح غالب برتری تکنولوژیکی و برتری ویژه ای در بازار نسبت به بقیه دارد گاهی اوقات قدرت شرکت ارائه دهنده نیز بی تاثیر نیست مثلا در مثال بلوری، شرکت سونی دارای کمپانی هایی برای ضبط فیلم بود بنابراین توانست تعداد فیلم های بیشتری برای این فرمت به بازار عرضه کند به این ترتیب توانست در رقابت برنده شود.

اما این برتری چه مزایایی دارد یکی از مزایا این است که بازار باید  استاندارد های فنی خود را با استانداردفنی کمپانی که طرح غالب را ارائه کرده  تطبیق دهد که این می تواند برای کمپانی درآمد زایی داشته باشد.

طرح غالب برای مشتریان نیز مزایایی دارد یکی از آن ها اینکه سیستم های مختلف می توانند تحت یک استاندارد به هم مرتبط شوند.

در واقع آنچه در اطرافتان می بینید و حتی فرمت فایل های روی دسکتاپ شما نیز حاصل پیروزی در یک نبرد است.

علی نوربخش
۱۸:۵۵۲۷
تیر


علی نوربخش
۲۱:۲۹۲۶
تیر

تعدد برگزاری رویداد های استارت آپی، بیشتر نشاندهنده یک رقابت برای برگزاری می باشد تا فراهم آوردن یک اکوسیستم کارآفرینی. خود برگزاری، به یک هدف تبدیل شده است. در واقع برگزاری به مامنی برای کاسبی تبدیل شده است. مانند آنچه که بر سر آموزش کشور آمده است. آموزش به جای اینکه نقش تربیتی و یادگیری باشد بیشتر برای بهره برداری حداکثری از جیب مردم می باشد و چاپ و تکثیر مدرک می باشد.

در این رویداد چنان از نقشه گنج و داستان های هیجان انگیز صحبت می کنند که انگار کافی کمی خودتان را تکان دهید تا تبدیل به یک کارآفرین موفق مانند مارک زوکر برگ شوید :)

به این بهانه نگاهی به بخشی از  کتاب قوی سیاه نوشته نسیم طالب بیندازیم.

در زیر قسمتی از داستانی که نسیم طالب نقل می کند در کتابش را می آورم 

"به مردی به نام دیاگوراس که اعتقادی به خدایان نداشت، لوح های نقاشی شده

ای نشان داده اند که چند عبادت کننده را در حال دعا خواندن به تصویر کشیده 

بود که از غرق شدگی کشتی که متعاقب آن اتفاق افتاده بود، نجات یافته بودند.

پیام ضمنی آن نقاشی ها این بود که دعا کردن تو را از غرق شدن نجات می دهد

دیاگوراس پرسید:تصویر آن هایی که دعا خواندند و بعد غرق شدند. کجاست؟"

اشاره به این موضوع دارد که تاریخ فقط از افراد زنده نقل می کند. در واقع آن سرگذشتی که ما درباره کارآفرینان موفق می بینیم تنها بخش کوچکی از تصویر است و بسیاری از کارآفرینانی که علی رغم تلاش و پشتکار زیاد شکست خوردند و مانند آن غرق شدگان داستان کتاب نسیم طالب هستند دیگر نیستند که روایتگر زندگی خود باشند.


علی نوربخش
۲۲:۳۴۲۴
تیر

سکانس اول: وقتی بچه بودم .خونه مادربزرگ زیاد می رفتیم. دائی ای، داشتم که اهل مطالعه بود و کتابخانه ای  پر از کتاب داشت از ادبیات بگیر تا ریاضیات.

من هم گاهی ناخونکی به کتاب ها می زدم چیزی که می تونستم بخونم اون زمان  ادبیات بود اون هم دست و پا شکسته. دائی ام وقتی من اول دبیرستان بودم با هنرمندی خاصی از روی مجموع ریمانی، انتگرال را به من یاد داد و هیچ وقت یادم نرفت.

وقتی بزرگتر شدم تونستم کتاب ها بهتر درک کنم وقتی به دائی ام سر میزدم سراغ  کتابخونه اش هم میرفتم. بازهم میرفتم سراغ ادبیات، دفتر مولانا را باز می کردم و به قدر فهمم می خوندم واقعا لذت بخش بود...


سکانس دوم: دیروز وقتی کتاب "نابخردی های پیش بینی پذیر" از دن آریلی را می خوندم بخشی از آن را در اینجا آورده ام. یاد یک حکایتی افتادم که قدیم ،از دفتر مولانا خونده بود شعری که در واقع زشت ترین شعر مولانا بود. حکایت کنیز و خر که بی شباهت به حرف ها و آزمایشات دن آریلی نبود.

دن در این فصل با نام  "تاثیر برانگیختگی". از یک سری آزمایشاتی صحبت می کند که بر روی دانشجویان انجام داده تا ببیند که  آن ها چگونه می توانند رفتار خود را در حالت برانگیختگی پیش بینی کنند. مجموع سوالات یکی در حالت عادی  و دیگری در حالت برانگیختگی، به صورت پرسش نامه  پرسیده میشد.

دانشجویانی را که دن انتخاب می کرد دانشجویانی بودند که در دانشگاه جز دانشجویان درس خوان بوده و رفتار معقولی در زندگی داشتند. 

یکی از پرشش ها این بود "آیا به زنی می گویید عاشقش هستید تا شانس نزدیکی با او را افزایش دهید؟"

یکی از بیت های که فکر می کنم خوب مولانا این وضع را توصیف کرده این است:

                                                         

                       پل شهوت کر کند دل را و کور                   تا نماید خر چون یوسف نار نور 

علی نوربخش
۱۱:۴۱۲۳
تیر

علی نوربخش
۰۰:۳۷۲۳
تیر
در دنیای رقابتی امروز، دولت ها نقش نظارت ، وضع و اجرای قوانین و سیاست هایی را، برای کمک به موسسات و سازمان های خصوصی و غیر دولتی و همچنین ارائه خدمات عمومی بر عهده دارند.
در ایران شرکت ها، بزرگ ساخته می شوند مثلا دیده می شود کلنگ خط تولید فلان محصول به وسعت چندین هزار مربع به زمین کوبیده می شود. در حالی که برای داشتن رونق و پویایی تولید ، شرکت ها باید متولد شوند و دوران نوزادی خود را پشت سر بگذارند و به یک شرکت بالغ تبدیل شوند مانند گوگل

کار  کردن با دولت مثل مسافرت رفتن با مادر بزرگ هست :)




علی نوربخش
۲۳:۴۱۲۱
تیر

سیگنال متناقض ، موضوعی هست که ممکن است هر روز با آن مواجه شویم چه در لایه ی خودآگاه و چه در لایه ی ناخودآگاه.


سیگنال اول:

هر روز با دیدن بازنشستگان که سی سال در بخش تولید و خدمات کشور زحمت کشیدن و امروز وضع معیشتی قابل قبولی ندارند و بعد از بازنشستگی به دنبال کار برای تامین معاش و گذران زندگی هستند

 

سیگنال دوم :

دیدن تلاش رسانه و دولت برای تشویق مردم به خدمت و تلاش برای توسعه و سربلندی کشور


نتیجه:

چیزی هست که در عمل دیده می شود

علی نوربخش
۰۰:۳۸۲۱
تیر

دن آریلی در بخشی از کتاب اش به نام نابخردی های پیش بینی پذیر به نکته ای اشاره می کند.

به شکل زیر دقت کنید آیا دو دایره میانی با هم تفاوتی دارند؟

"انگار دو دایره میانی در دو شکل تفاوت پیدا می کند. در میان دایره های بزرگتر، کوچکتر می شود و در میان دایره های کوجکتر، بزرگتر می شود.

ما همواره به چیزهای پیرامون مان بر حسب چیزهای دیگر می نگریم. همواره شغل را با شغل، تعطیلات را با تعطیلات، عشاق را با عشاق و نوشیدنی ها را با نوشیدنی ها مورد مقایسه قرار می دهیم."


اگر می خواهید زندگی بهتری داشته باشید و بتوانید تصمیمات بهتری بگیرید کافی است دایره دورتان کوچکتر کنید. 

"نسبیت ، یاریگر ما در تصمیم گیری های زندگی است. اما می تواند به بدبختی مطلق هم بیانجامد. چرا؟ چون حسادت و غبطه نیز از مقایسه کردن قسمت ما، در زندگی با آنچه دیگران دارند، سر بر می آورد. زندگی مدرن این ضعف را بیشتر دامن زده است. حرکت به سمت دایره های کوچکتر خوشبختی نسبی ما را  افزایش می دهد."

اگر در مهمانی شرکت می کنید کافی است با کسانی  هم صحبت شوید که مانند شماست. اگر می خواهید ماشین نویی بخرید کافی است روی مدل هایی متمرکز شوید که می توانید پول آن را بپردازید.


علی نوربخش
۲۲:۱۷۱۸
تیر

سود 27 درصد میدم...

در اقتصاد یک نوع بازی داریم به نام پانزی گیم  . در واقع شخص، موسسه، صندوق سرمایه گذاری، بیمه ... با اعلام نرخ سود بالاتر شروع به جذب افراد می کنند در ابتدای بازی، افراد کمی با سرمایه کم برای محک سیستم وارد می شوند و وقتی سودها را در ماهای اول دریافت کردند دیگران را هم ترغیب به سرمایه گذاری می کنند و رشد صعودی پیدا می کند.

در این بازی شما سرمایه خود را  برای سرمایه گذاری در اختیار سرمایه گذار قرار می دهید سرمایه گذار از پولی که شما در اختیار او قرار داده اید به شما سود می دهد و با  حساب و کتاب خودش می تواند مابقی پول را سرمایه گذاری کند در سیستم های دیگر  و سودهای عرف را بگیرد. به علت سود بالایی که می دهد شما تمایل به برداشتن پول در کوتاه مدت ندارید. در آن مدت هم آدم هایی دیگر برای سرمایه گذاری وارد می شود و اگر هم بعد مدتی برای گرفتن پول خود بروید. از پول دیگران این پول را به شما می دهد. این بازی آن قدر ادامه پیدا می کند تا دیگر پولی در بساط نباشد یا سرمایه گذار ها برای گرفتن پول هجوم بیاورند یا طرف خودش جیم بزند...:)

علی نوربخش