اقتصاد - مدیریت - یادداشت روزانه

نویسندگی در زمینه اقتصاد و مدیریت

نویسندگی در زمینه اقتصاد و مدیریت

اقتصاد - مدیریت - یادداشت روزانه
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۲۲:۳۱۲۸
شهریور

کاربرد ریاضیات در دنیای اطراف ما

تبدیل فوریه به نام شخص فوریه نام گذاری شده است. فوریه سیاستمدار و دانشمندی بود که توانست کوشش دانشمندان قبل از خود را به سرانجام برساند.

تبدیل فوریه این مفهوم را به ما می رساند که هر شکلی و هر سیگنالی را می توان به صورت مجموعی از توابع سینوس و کوسینوس نوشت(سه شرط اولیه دارد که شکل موج های کمی را نمی توان، تبدیل کرد).

با پیشرفت دنیای الکترونیک و استفاده از ابزارهایی با میلیاردها ترانزیستور، که در حجم کوچکی می توان آن را جای داد و امکان قابل حمل بودن بسیاری از وسایل را فراهم کرده است و لزوم پیوستگی تامین انرژی برای وسایل الکترونیک، لزوم استفاده از منابع تغذیه که بتواند تامین کننده انرژی این دستگاه ها باشد و حجم آن کوچک باشد. اهمیت پیدا کرده است.

اتفاقی که در دستگاه های امروزی می افتد استفاده از پالس مربعی با فرکانس بالا که امکان استفاده از ترانس های کوچک تر را می دهد وسپس استفاده از فیلتراسیون برای بیرون کشیدن هارمونیک مورد نظر از این پالس که مطابق با فرکانس و توان دستگاه مورد نظر می باشد.(شارژرها و دیگر ادوات تغذیه از این روش استفاده می کنند)



 

علی نوربخش
۱۶:۲۱۲۳
شهریور

اسکناس کالایی است که در مبادله ها مورد استفاده قرار می گیرد به خرید و فروش کالا و خدمات و ارزش گذاری آن ها کمک می کند. در واقع می شود گفت که اسکناس جای کالا را گرفته است. در گذشته، مبادله به صورت کالا به کالا صورت می گرفت. شما اگر می خواستید کالایی را بخرید. مثلا یک کیلو گوشت در مقابل آن باید مقداری از یک کالای مرجع مثلا نمک را پرداخت می کردید. اسکناس جزء، پول ها طبقه بندی می شود(در علم اقتصاد جزء M1).

اگر به دقت به اسکناس هایی که دارید نگاه کنید. روی آن دو امضاء، یکی امضای رئیس بانک مرکزی و دیگری وزیر اقتصاد و دارایی می بینید. اما این امضاء ها به چه علت هستند. بیایید نگاهی کوتاه به سرگذشت بلند پول بیندازیم. در ابتدا، مبادلات به صورت تهاتری انجام می شد. یعنی در قبال دریافت کالا شما کالایی را به همان ارزش پرداخت می کردید. این طور مبادلات دارای معایبی بودند. مانند ارزش گذاری کالا، مشکل حمل و نقل کالا، فساد پذیری کالا و ... با گذشت زمان سکه جای خود را به کالا در معاملات داد. سکه هایی که از طلا و نقره ساخته می شد. این دو فلز را به دلیل نایاب بودن انتخاب کرده بودند. سکه های طالا و نقره به خودی خود دارای ارزش بودند یعنی حتی اگر مبادله ای صورت نمی گرفت می توانستند از طلا و نقره آن استفاده کنند. این نوع پول هم دردسرهای خاص خود را داشت. حمل و نقل آنها سخت بود، معاملات با ارزش بالا را سخت می شد با آن انجام داد و...بعد از سکه، نوبت به پول کاغذی رسید. اما این پول کاغذی به ذات ارزشی بیشتر از مقدار کاغذ به کار رفته درآن نداشت. برای اینکه به این کاغذ اعتبار داده شود. بانک مرکزی آن را امضاء می کند که هم ارزشمند شود و هم اینکه نشان می دهد آن را به عنوان وجه رایج قبول دارد. همین چند سال پیش هم دیده بودیم که عده ای سکه های 25و50 تومانی را ذوب می کردند و فلز آن را می فروختند. زیرا ارزش خود سکه از مبلغ روی آن بیشتر بود. بنابراین بانک مرکزی،شروع به تولید سکه های کم وزن تر کرد. ولی اسکناس کاغذی به این شکل نیستند. اتفاقی که این روزها می افتد. این است با کاهش سود بانکی مردم پول خود را تبدیل به کالا می کنند تا ارزش آن کم نشود.(در نوشته های بعدی مفاهیم وابزارهای اقتصادی را ادامه می دهیم)



علی نوربخش
۲۱:۵۲۱۹
شهریور







علی نوربخش
۲۲:۱۲۱۶
شهریور

شاید شما هم این جملات را در تاکسی، اتوبوس یا مترو شنیده باشید یا بین دوست و یا گذر از عرض و طول یک خیابان."اینجا ایرانه"، "مسلمانان همه دزدند"، " من انجام ندم یکی دیگه انجام میده"، "کی رعایت می کند که من بکنم"

 

بیایید چند شاخص و تعریف اقتصادی را با هم ببینیم:

تورم: فکر می کنم با این واژه کاملا آشنا هستید دور نیست زمانی که این واژه را با گوشت و پوست خود لمس کردیم:)

تورم یعنی بی ارزش شدن پول رایج یک کشور، به این معنی که اگر دیروز با 10 واحد پولی کالایی را تهیه می کردید امروز با باید برای همان کالا، پول بیشتری پرداخت کنید. اما مفهوم تورم و اینکه تورم چه سیگنال یا پیامی را در جامعه منتشر می کند. تورم به تولید کننده این پیام را می دهد که تولید خود را به تاخیر بیندازد به دلیل اینکه کالا را فردا می تواند گران تر بفروشد و به مصرف کننده این پیام را می دهد که مصرف خود را جلو بندازد به خاطر اینکه فردا باید گران تر بخرد. می توان زمانی را به یاد آورد که فرد مواد شوینده خانواده خود را در چند کارتون تهیه می کند این احساس به آدم دست می داد که قحطی در پیش است. دیر زمانی نیست که پیام های اخلاقی و دینی و گاهی عرفانی (در قالب شعر) در سطح شهر و در و دیوارها دیده میشد که احتکار نکنید.

انحصار دولتی- انحصار دولتی یا اقتصاد دولتی عرصه را برای رقابت تنگ می کند یا بهتر بگوییم رقابت کالا را از دانش فنی یا تولید کالا به سمت رقابت در جلب نظر کارفرما به طرق دیگر و گرفتن رانت و امکانات ویژه سوق می دهد. انحصار دولتی، اقتصاد دولتی یا اقتصاد خصولتی،  باعث پرورش نیروی کاری ضعیف می شود. افراد جامعه به سمت مدرک گرایی و پارتی بازی می روند تا پرورش توانایی و مهارت. چنین اقتصادی مدیران ناکارآمدی پرورش می دهند

 

اقتصاد نفتی- اقتصادی که بر پایه نفت باشد مردم را نسبت کشورشان و مسئولان را به پاسخ گویی به مردم بیگانه می کند. شفاف نبودن چنین اقتصادی محل پرورش افراد اختلاص گر می باشد.

- مطالعه اقتصاد نشان می دهد آنچه در رفتار مردم کشوری دیده می شود گذشته از مذهب، موقعیت جغرافیایی و ملیت، به رفتار سازی یک سیستم و شاخص ها بر می گردد.



علی نوربخش
۲۲:۰۱۱۳
شهریور
شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که چرا بازیکنان فوتبال معمولا تحصیلات دانشگاهی بالایی ندارند یا چرا کشور ژاپن با وجود تکنولوژی بالا خیلی وسایل را خودشان نمی سازند و از کشورهای دیگر مانند چین وارد می کند. یکی از مفاهیم اقتصادی که به این سوالات یا به این دست از سوالات پاسخ می دهد هزینه فرصت است. هزینه فرصت به معنای این که زمان برای ما چه قدر ارزش دارد. شاید  یک فرد 18 ساله،که سابق بر آن کاری انجام نداده است وقتی وارد دانشگاه می شود. هزینه تحصیل خود را خرج رفت و آمد و هزینه وسایل اش بداند ولی یک بازیکن فوتبال که یک میلیارد در سال درآمد دارد قطعا درس خواندن برای او پرهزینه است زیرا زمان برایش گرانبها تر است. همچنین برای یک کشور که صاحب تکنولوژی می باشد. تولید سوزن ته گرد برایش پر هزینه تر از کشور چین می باشد زیرا منابع خود را برای آن باید صرف کند در حالی که می تواند کار باارزش بیشتری انجام دهد. در زندگی روزمره هم به این شکل است. انجام هر کاری یعنی انجام ندادن کار دیگر. هزینه فرصت استراحت هرکسی با شخص دیگر متفاوت است زیرا ارزش زمانی کاری آنها متفاوت است.





علی نوربخش
۲۳:۴۸۰۸
شهریور
کتاب وداع با اسلحه، ارنست همینگوی - یک رمان جذاب در بستر یک جنگ غیرجذاب است. وقایع این رمان در خلال جنگ جهانی اول اتفاق می افتد که روایت یک راننده آمبولانس آمریکایی ست. راننده آمبولانسی که عاشق یک پرستار انگلیسی می شود.
می توانید با خواندن این داستان خود را در میانه یک زندگی ببنید در میان سرباز های جنگ، در میان یک بیمارستان آمریکایی در ایتالیا، در میانه کشور سوئیس.
روایت داستان به گونه است که جریان داستان پیش چشمان شماست و انگار دریک سینمای چند بعدی هستید.
 راننده آمبولانسی که  بعد از زخمی شدن در یک حمله به عقب برده می شود و در بیمارستان بستری شده  و بعد دوره درمان دوباره به جنگ برگشته ولی این بار فرمان عقب نشینی صادر می شود و در حین عقب نشینی توسط نیروهای خودی دستگیر شده تا به جرم ترک همرزمان به عنوان یک افسر تیرباران شود و در این حین خود را به رودخانه زده  و فرار می کند تا به معشوقه خود کاترین برسد و در تنهایی خود، شریکی داشته باشد و با هم تصمیم به فرار از ایتالیا،به سوئیس را می گیرند به وسیله قایق و از طریق رودخانه. ماهایی که کاترین باردار است را در یکی از روستاهای سوئیس می گذارند و از بهترین لحظات زندگی آنها است تا اینکه موقع زایمان می رسد در سکانس آخر داستان به یکباره همه چیز به پایان می رسد لحظات به خوبی نمایش داده می شود به گونه ای که نفس کشیدن کاترین در زیر دستگاه بیهوشی را می توان احساس کرد ولی همه چیز با مرگ بچه و کاترین به پایان می رسد.





علی نوربخش
۲۱:۴۷۰۶
شهریور
امروز یه قرار داشتم. زود رسیدم. وقت و مغتنم دیدم سری به کتابخانه بزنم و قسمت نشریات. عکس زیر متعلق به نشریه داستان همشهری است.


 
علی نوربخش
۲۲:۱۷۰۴
شهریور

مه نداره :)



ارتفاع 10000 پا از سطح دریای آزاد

مکان جنوب شرق ایران 

علی نوربخش
۱۱:۰۱۰۲
شهریور

تا حالا به میوه درخت کاج نگاه کردید. سعی کنید دو سر آن را با دست بکشید در خیال خود می بینید که تبدیل به درخت کاج دیگری شد. یک سنگ را در نظر بگیرید از اطراف بکشید در خیال خود می بینید. که تبدیل به کوه بزرگی شد انگار در هر جزیی از طبیعت، کل آن وجود دارد. فقط در اشیاء یافت نمی شود. در انسان هم به همین شکل است. انسان ها از میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است و یک شبکه پیچیده  می باشد. اگر انسان بینایی خود را از دست بدهد می تواند با استفاده از حس لامسه یا دیگر حواس، دنیای اطراف خود را تشخیص دهد. 

تعریف دقیق تر ریاضی فراکتال را می شود اینطوری بیان کرد٬شکلهایی پیچیده که از شکلی ساده با تکرار بینهایتِ الگویی ساده حاصل می شوند. توضیح بیشتر موضوع فراکتال را  در این لینک  می توان مشاهده کرد.




علی نوربخش
۲۰:۱۱۲۷
مرداد

شاید شما هم عادت کرده باشید که هر از چند گاهی، موبایل را خاموش و روشن کنید تا ببینید پیامی نیامده باشد که صدای نوتیفیکیشن آن را نشنیده باشید یا به تلگرام و اینستاگرام سر بزنید.

بیایید قبل از وارد شدن به این موضوع، نگاهی به آزمایش بی. اف اسکینر بیاندازیم. 

اسکینر آزمایشی را ترتیب داده بود که در آن موش گرسنه ای برای بدست آوردن غذا باید اهرمی را فشار می داد. موضوع آزمایش اسکینر ((زمان بندی های شمارافزایی)) بود برای توصیف رابطه ی بین کنش و پاداش های همراه آن ها استفاده کرد.

در زمان بندی شمار افزایی ثابت موش پس از فشار اهرم به تعداد مشخص مثلا 10 بار پاداش خوراکی را دریافت می کرد مثلا دلال ماشین دست دوم که به ازای فروش هر 10 ماشین مبلغ 1000 دلار پاداش می گیرد.

در زمان بندی شمار افزایی متغییر، موش پس از فشار دادن اهرم به تعداد تصادفی خوراکی را دریافت می کرد(به همین ترتیب دلال ماشین دست دوم ممکن است پس از تعداد نامعین ماشین، پاداش دریافت کند) مثلا بعد از 10 بار، خوراکی بگیرد یا بعد از 15 بار. بنابراین در زمان بندی های شمار افزایی متغییر، آمدن پاداش پیش بینی ناپذیر است.

شاید این تصور پیش بیاید که در زمان بندی شمار افزایی ثابت، که موش قابلیت پیش بینی کردن دارد. نتیجه کارش، انگیزه بیشتری برای فعالیت باشد.


برعکس اسکینر دریافت که زمان بندی متغییر در عمل انگیزه بیشتری ایجاد می کند. بارزترین نتیجه آن، این بود وقتی پاداش قطع شود. موش هایی که تحت زمان بندی ثابت بودند. تقریبا فورا  دست از کار می کشیدند ولی آن هایی که تحت زمان بندی متغییر بودند برای مدت طولانی به کار ادامه می دادند. "زمان بندی شمار افزایی متغییر در ایجاد انگیزه در آدم ها هم به خوبی کار می کند."

 اتفاقی که در تلگرام و اینستاگرام هم می افتد به همین شکل می باشد. ممکن است شما عکسی را در اینستاگرام قرار دهید و بارها آن را رفرش کنید تا ببینید چند نفر به شما لایک داده اند. به همین ترتیب در تلگرام هم ، هر از چند گاهی پیامی دریافت می کنیم که ممکن است در بین آن ها خبری خوشی باشد یا پیامی از شخصی که مدت ها از او خبر نداشتیم. این رویداد های غیر منتظره هستند که ما را به بازی خودشان دعوت می کنند و ما هم آن اهرم را پیوسته برای دریافت پاداش فشار می دهیم :)

اقتباس از کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر اثر دن اریلی که توضیح مختصری از آن در اینجا می توانید ببینید.





علی نوربخش